زين الدين محمود واصفى
21
بدايع الوقايع ( فارسى )
محمد شيبانى خان را به دو علاقهء تعلقى بوده و اين مطلع را از براى وى فرموده بودهاند : به لبان شكرين « 1 » تا بلبسان « 2 » آوردى * به لبان تو كه جانم به لبان آوردى يكى از نوادر سازندگان عالم استاد حسن عودى بود كه مغنيان روحافزا از دايرهء حلقه بگوشان او بودى و طنبور صفت حبل الوريد صندوق سينهء خود را به مضراب ناخون از رشك او خراش نمودى . و استاد حسينى كوچك نائى كه در كمال حسن و جمال بود و در عراق عرب و عجم آوازهء ساز او به اوج اشتهار رسيده بود . و منقول است كه در قافلهء اهل حجاز حاجيان محير « * » مغلوب عشق حسن و جمال كعبه را « 3 » راست مانند عشاق بينوا زنگوله صفت به ناله و افغان از باديه مانند صبا به امداد نغمهء نى « * * » گذرانيده « 4 » [ بوده ] در آن قافله بود . و ديگر مير « 5 » خواننده بود كه مشهور است كه « 6 » حافظ بصير در وقت خوانندگى وى بغايت بيطاقتى و بيخودى مىكرده ، و شهرت تمام دارد كه بعد از حضرت داود على نبينا [ و ] عليه السلام هيچكس مثل حافظ بصير نخوانده . و مشهور است كه چهار كس در مجلس خوانندگى حافظ بصير قالب تهى كردهاند . منقول است كه در روز تعزيهء خواجه طاوس ديوان اكابر و اشراف حاضر بودند و از حافظ بصير التماس تغنى كرده بودهاند حافظ اين غزل خواجو را كه مصراع : وفات به بود آن را كه در وفاى تو نبود
--> ( 1 ) - A : شكرى . ( 2 ) - P : ص 8 a : بلبان شكرين را به دهان آوردى . ( 3 ) - A : مغلوب عشق و جمال حسن كعبه را . ( 4 ) - B : مىگذرانيده بوده ( 5 ) - B : ص 10 a ، : T ص 17 a : + پسر . ( 6 ) - A : اين سه كلمه را ندارد . ( * ) س 10 : مجبر ( * * ) س 11 : باقداد نغمهء نى